تبليغاتX
نجوم و هوش فرا زمینی
من این مطلب را اخیرا گرفتم و وقت ترجمه اش را نداشتم ولی در اینده ی نزدیک ان را ترجمه خواهم کرد مطلب راجع به کشف سیگنالی از هوش فرازمینی است که خیلی جالبه.

 

January 16, 2008
by Seth Shostak, SETI Institute

A news story from television station KTVU, Oakland (California) that appeared on the internet on January 15 has led some to believe that a credible radio signal from space may have been recently detected - a signal that might be ascribable to extraterrestrial intelligence.

This story, while obviously exciting, is somewhat misleading, and derives from some miscommunication between the reporter and Dan Werthimer, who runs the University of California, Berkeley SETI program.

Dan was describing Berkeley's new instrumentation for detecting very short radio pulses - a signal type that might be used by extraterrestrials to "ping" our world to get attention. He also mentioned the detection of such a pulse, a few months ago (not "last week", as reported in the internet story). That pulse was actually recorded by the Parkes Radio Telescope, in New South Wales, Australia several years ago during a search for pulsars, but only recently looked at by researchers at West Virginia University as they sifted through these old data. Their results were published on September 27 of last year.

The sudden burst of radio energy lasted only 0.005 seconds, and had spectral characteristics that suggested that it was from a distant galaxy, probably billions of light-years from us. Since the burst was seen only once, it is as yet unclear what produced it, although many scientists suspect that it was caused by the collision of two highly dense neutron stars. Radio astronomers are planning a search for more such radio bursters, as they may be a new (and clearly interesting) type of natural phenomenon.

This signal doesn't seem to have anything to do with SETI searches (and wasn't found as part of any such search), although until more "bursters" are found, its true nature will remain mysterious. It is certainly not claimed to be a SETI detection. For such a claim to be made, a signal would have to not only have the characteristics of a deliberate transmission, but would also need to be observed more than once - in order to verify its position on the sky, and to rule out the kind of brutal cosmic event that is probably responsible for the burst reported in September.

منبعseti

+ نوشته شده توسط پژمان شجاعی در Sat 19 Jan 2008 و ساعت 20:14 |
من در سردترین شب تهران یعنی ۱۱c- به رصد مریخ رفتم چون هم کار زیادی درباره ی درس نداشتم هم اینکه نمی خواستم روز هایی که مریخ نزدیکترین فاصله را از زمین داره از دست بدم خلاصه من به همراه برادرم به بال پشتباممان رفتیم .و این جزییات رصدم

زمان ۱۱:۳۰ الی ۱۲:۴۵                                                                         تاریخ :۱۷و۱۸/۱۰/۸۶

دما :۱۲ـ                            تلسکوپ :mm130  sky watcher

بزرگنمایی ۶۵و۱۳۰                    محل رصد :تهران  (م۵)

رطوبت :فکر کنم ۰                      ابر:۱۵٪

شرح رصد: اول اینکه من ۱ ساعت منتظر هم دما شدن لوله تلسکوپم شدم و یه طرح از مریخ کشیدم

البته بعد کلی عصبانی شدم ،چون من می توانستم با لنز بارلویی که داشتم بزرگنمایی رو تا ۱۳۰ افزایش بدم ولی حواسم نبود و بی احتیاطی کردم، ولی خودش یک خاطره خنده دار می شه.

در رصد من نمی دونم چه طوری جهتها رو در قسمتی که جرمی را طراحی می کنم  مشخص کنم یعنی باید از دید تلسکوپ جهتها رو مشخص کنم یا از راه دیگر؟

در اخر با وجود سردی هوا رصد خوبی بود اونم برای من که ۴ ماهه به رصد نرفتم

+ نوشته شده توسط پژمان شجاعی در Tue 8 Jan 2008 و ساعت 1:9 |
سلام

این اولین داستان من بود که نوشتم و می دانم کلی اشتباه و خطا دارم .

اول اینکه من داستان را کوتاه نوشتم که همه حوصله خواندن ان را داشته باشند .و جزییات کم از زیبایی داستان می کاهد.

من بعد از امتحانات داستانهایی به مراتب زیبا تر از این خواهم نوشت.چون وقت بیشتری دارم .

 

امیدوارم که از داستان مبتدیانه ی من لذت ببرید.

 

 

+ نوشته شده توسط پژمان شجاعی در Sun 6 Jan 2008 و ساعت 19:14 |

یک ماه بود که تو راه بودیم .دیگر از همه چیز خسته شده بودیم ،از برنامه های تلویزیون،اینترنت،ورزشهای شبیه سازی شده،تلسکوپ هایی که می شد با انها تمام سیارات منظومه ی شمسی را با دقت بالایی دید ،و از ان سکوت لعنتی فضا که قبلا به ما ارامش می داد.

اما شوق رسیدن به مریخ به ما روحیه می داد ،فقط ۴ ماه تا رسیدن به این سیاره ی سرخ باقی مانده بود .من خلبان سفینه بودم و یکی از دوستان قدیمی ام به نام کیا زمین شناس بود و در عین حال سیاره شناسی هم به صورت اماتوری دنبال می کرد و در کا رش خبره بود دیگری پزشک گروه بود که در واقع شغل اصلیش باکتری شناسی بود او یه کم بد اخلاق بود و کم حرف می زد و در اخر کاپیتان شخصی شجاع و کمی خشن بود که در جوانی اش در جنگ عراق شرکت داشت .

 

۴ ماه هم سریع سپری شد مریخ را دیگر به راحتی می شد دید طوری که کوه اتشفشانی المپوس را می شد با چشم غیر مسلح دید .داشتیم دیگر کم کم اماده ی فرود می شدیم  یعنی قسمت هیجان انگیز و استرس اور ماموریت با لا خره با کلی سختی توانستیم ظرف ۴۰ دقیقه فرود بیایم من که کلی در این باره کار کرده بودم باز هم ناتوان بودم ولی این قسمت ماموریت را به خوبی به پایان رساندم.

دیگر اماده ی پیاده شدن از سفینه شدیم ،کاپیتان اول پیاده شد و این پیام را به زمینیان رساند که این یک قدم کوچک برای یک انسان و قدمی بزرگ برای بشریت است همان جمله ای که نیل ارمسترانگ در زمان فرودش به ماه در سال ۱۹۶۹ گفت.

همگی پیاده شدیم منظره ای بی نظیری در مقابل چشمانمان بود صحرایی ارام و سرخ رنگ واقعا زیبا بود غیر قابل توصیف یک سرزمین جدید  که فقط می شد از عکس هایی که مریخ نوردان می فرستادند دید .ما وقت ۲ ساعت وقت داشتیم در واقع ۲ سا عت تا پایان زندگی مان چون ما داوطلبانه انتخاب شده بودیم در واقع انسان به این سفر نیاز داشت و به نظر من به صرف جان ۴ انسان که خود داوطلب این ماموریت شده بودند می ارزید.

خلاصه کبا شروع به جمع کردن سنگهایی که مشکوک به وجود فسیل در انها بود شد با ان لوازم پیشرفته ای که دانشمندان ناسا به کیا داده بودند او می توانست هر کاری با سنگهی جمع اوری شده اش بکند.من هم مشغول فیلمبرداری از کارهای گروه و مخابره ی ان به زمین بودم که به علت فاصله ی زیادی که با زمین داشتیم با ۲۰ دقیقه تاخیر فرستاده می شد کا پیتان در گوشه ای در فکر فرو رفته البته بعد از دستوراتی که به ما ها داده بود و پزشک هم داشت در باره ی نوع سنگها و امکان وجود با کتری در ان ها ازمایشاتی انجام می داد .خلاصه زمان داشت مثل برق و باد سپری می شد ما با تمام پیش بینی های انجام شده باید در انجا یک نوع باکتری پیدا می کردیم مریخنوردهای قبلی نیز داده هایی در این مورد داده بودند .

ما فقط ۱۰ دقیقه وقت داشتیم  من احساس کردم که دارد اکسیژن کپسولم کم میشود ولی در نهایت ماموریت ما باپیروزی تمام شد یعنی کشف نوعی باکتری که بدون اکسیژن به حیاتش ادامه می داد و هم چنین کیا یک فسیل ذره بینی قدیمی پیدا کرد که کلیدی برای اثبات وجود حیات در جای دیگر به غیر از زمین بود .

 

من در اخرین دقایق می خواستم ارزویه درینه ام را براورده کنک یعنی استشمام هوای مریخ  و کلاه لباس فضایی ام را برداشتم و با تمام وجود هوای مریخ را حس کردم....................................

در ازمایشگاه jpl ناسا:۵۰ سال بعد

ببین وارنر مطمئنی که هوای مریخ رو حس کرده اخه ما تا انجا مطمئن بودیم که نوار دیجیتال درون بدنش خاطراتش را ذخیره کرده .

اره من صد در صد مطمئنم چون فضانوردان ما جسد او را بدون کلاه فضاییش پیدا کردند

+ نوشته شده توسط پژمان شجاعی در Sun 6 Jan 2008 و ساعت 19:7 |


Powered By
BLOGFA.COM